نامیه

لطفا با بیان نظراتتان فضای گفتگوی دو جانبه را مهیا فرمایید

 
پیراستگی از ظلم

 

در آیه امامت حضرت ابراهیم علیه السلام عصمت امامان تصریح شده است: «لا ینال عهدی الظالمین» عهد من (امامت) به ظالمین نمی رسد. آیه شریفه یک قید مطلق آورده است،  امام از ظالمین نخواهد بود. اگر فرد حتی فقط در یک برهه از عمر خویش به ظلم آلوده شده باشد و بعد از آن هم نادم گردد، در کلام الهی شخص ظالم است:

... وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ ... (نساء64)

... و اگر این مخالفان، هنگامى که به خود ظلم مى‏کردند (و فرمانهاى خدا را زیر پا مى‏گذاردند)، به نزد تو مى‏آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏کردند و پیامبر هم براى آنها استغفار مى‏کرد خدا را توبه پذیر و مهربان مى‏یافتند(نساء64)

 

در آیه فوق مدت و میزان ظلم مقید نگردیده است، یعنی؛ حتی یک بار ابتلا به ظلم و پشیمانی بعد از آن، ظالم را از ظلم مبرا نمی کند. در نتیجه امام بطور مطلق حتی یک بار هم به ظلم مبتلا نمی شود.

 

ظلم در کلام الهی مصادیق متعددی دارد، مقام امامت از تمام اقسام ظلم بطور مطلق مبرا است.

١- از اقسام ظلم تعدی از حدود الهی است:

... وَمَن یَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَـئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ (بقره 229)

/ ... کسانی که از حدود الهی تجاوز نماید پس آنها به حقیقت از ظالمین هستند.

هر معصیتی تعدی از حدود الهی و تعدی از حدود الهی ظلم است، پس بنا بر شرط پیراستگی، امام از هر معصیتی بدور است و از ظلم معاصی پیراسته است.

2- گونه دیگر ظلم شرک است:

در آیات متعدد قرآن کریم شرک با عنوان ظلم نامیده شده است.

وَ إِذْ قَالَ لُقْمَانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یَابُنىَ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ  إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیم‏ (لقمان13)

و آن دم که لقمان به پسر خویش که پندش مى‏داد گفت: اى پسرک من! به خدا شرک میار، که شرک، ستمى است بزرگ‏.

 

الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئکَ لهَُمُ الْأَمْنُ وَ هُم مُّهْتَدُون‏ (انعام 82)

کسانى که ایمان آوردند و ایمان خود را با ظلم نپوشانیدند أمن از آن ایشان است و راه یافتگان ایشانند.

 پیراستگی از ظلم ایجاب می کند، پلیدی شرک حتی در ظریف ترین شکل آن از ساحت امامت دور باشد.

3- از مصادیق دیگر ظلم صدور حکم برمبنایی غیر از وحی است:

... وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ (مائده 45)

... و هر کس به احکامى که خدا نازل کرده حکم نکند، ستمگر است.

 

صدور حکم بر مبنای غیر وحی می تواند از روی سرکشی در برابر پروردگار باشد که در این صورت مصداق ظلم از دسته نخست است و یا می تواند از روی نادانی به «ما انزل الله» باشد که شکل دیگری از ظلم خواهد بود. این ظلم اگر با نسبت دادن حکم صادر شده به خداوند نیز همراه باشد افترا به باری تعالی خواهد بود:

 

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ کَذِبًا أُوْلَـئِکَ یُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَیَقُولُ الأَشْهَادُ هَـؤُلاء الَّذِینَ کَذَبُواْ عَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ  (هود 18)

چه کسى ستمکارتر است از کسانى که بر خدا افترا مى‏بندند؟! آنان (روز رستاخیز) بر پروردگارشان عرضه مى‏شوند، در حالى که شاهدان ( پیامبران و فرشتگان) مى‏گویند: «اینها همانها هستند که به پروردگارشان دروغ بستند! اى لعنت خدا بر ظالمان باد!»

تکیه زدن بر مسند حکمرانی الهی و نسبت دادن قوانین و دستورات صادره به باری تعالی ظلمی است که شعله آن لعن مقام الوهی را بدنبال دارد.

 در ادامه با در نظر داشتن معیار پیراستگی از ظلم برای کسب معرفت امام و شناسایی ایشان تلاش می کنیم.